شناختن عقايد تيمون بسيار دشوار است، چون وي عموماً بيش از يك توضيح عرضه ميكند و در پي هر توضيح انتقادهايي ميآيد و رد اين انتقادها، و بارها گفتههاي خود را نقض ميكند يا ظاهراً اينطور به نظر ميرسد. همين مطلب را در مورد دفترچههاي يادداشت لئوناردو ميتوان گفت (البته براي هر كس امري طبيعي است در يادداشتهايش كه در طي مدتي طولاني نوشته شده عقايد خود را نقض كند).
2. ساعتهاي مكانيكي
در فصل هفتم ديديم كه ساعتهاي مكانيكي، يعني ساعتهاي مجهز به لنگر مجموعهٴ چرخدندهها را به حركت در ميآورد و يك چرخدنگ احتمالاً در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم ساخته و به كار برده ميشد، هرچند قادر نبوديم اظهارات خود را به نمونهٴ مستندي متكي سازيم كه منطبق با سند يا اثري تاريخي باشد. اكنون بهتر است شواهد مكتوب و باستانشناسي مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم را بررسي كنيم.
1352 (يا 1354؟) جامع استراسبورگ. اين قديميترين ساعت عمومي شناختهشدهٴ قارهٴ اروپا در خارج از ايتالياست. شرح مربوط به ساختن آن توسط شخصي به نام يوهان برناو، كه با اعراب درس ميخوانده افسانه است. سازندهٴ آن ناشناس است، ولي دو سال بر سر آن كار كرده است. صفحهٴ ساعت حاوي تصاوير زيادي است. از قبيل سه پادشاه در حال تيراندازي و خروسي در حال خواندن؛ يك سنتور زنگي و يك نقش انسان وجود داشت كه بر روي آن وقت صحيح خون گرفتن از نقاط مختلف بدن نشان داده شده بود. اين پيوند ابداع مهم مكانيكي با خون گرفتن تأييدي بر رواج حجامت است. از آن ساعت قديمي جز خروسش در دست نيست كه در فروئنهاوس استراسبورگ نگهداري ميشود. با ساعت بزرگتري كه كنراد داسيپوديوس (وفات: 1600) و ديگران در سدهٴ شانزدهم براي همان كليسا ساختند اين ساعت نميتوانست رقابت كند؛ آن ساعت در سال 1574 تكميل شد و هنوز هم كار ميكند، ولي در سال 1838 بازسازي شده است.
برگرديم به ساعت 1352 كه شهرت زيادي يافت و موجب اشتياق مردم به ساعتهاي مزين به اقسام آدمكها شد كه نمونههاي آن را در شهرهاي مختلف اروپا ميتوان يافت. اين مد تا به امروز ادامه يافت و شاهد آن ساعت زيباي ميدان هرالد در نيويورك است كه در سال 1895 ساخته شد.
1353، جنوا. ساعت شماطهدار.
1353، آوينيون. ساعت خانگي در قصر پاپ ( ¿ يادداشت مربوط به سال 1343 در فصل هفتم).